خرید بک لینک
بنظر میاد خیلی از دنیای بچگیدور شدیم... بیشتر از اون چیزی که فک می کردم! اینو ازون جایی میشه فهمید که نگاه کنی به اطراف ...به تغییرات ایجاد شده! حدود ده سال پیش وقتی ما طبق معمول تعطیلات رو روستا بو

برچسب: نویسنده: مهراد رستگار تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 18:30

بینی م گرفته

از بس بهم فشار اومد

و ...

از چشام ریخت بیرون!

می نویسم تا یادم نره چقدر سخت بودن این روزا

چقدر قوی بودم

برچسب: نویسنده: مهراد رستگار تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 18:30

رفتنت برام ساده نیست اصندور میخوای بشی واسه چی ازمواسه چی ازم دور میخوای بشییه روزی جلوم بشی رو سیاه که چی بگی دوباره برگرد بگم نمیخوامیه دنده بازیام شبیه بچگیامهحتی باز ببینم هستم عاشق نگاتهرچی آبرو

برچسب: نویسنده: مهراد رستگار تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 18:30

سلام امشب عقدی زهرا بود ... همین الان برگشتم ... امشب یه جور خاصی بود بعد از ظهر عقد دختر همسایه هم بود ... با مامان رفتیم تو تالار بود. چقدر لباسش قشنگ بود ازونا که من دوس داشتم باحجاب و قشنگ کلش پو

برچسب: نویسنده: مهراد رستگار تاريخ: جمعه 16 فروردين 1398 ساعت: 18:30

صفحه بندی